پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۱ ه‍.ش.

داریوش سجادی را بهتر بشناسیم.

داریوش سجادی موجود عجیبی است وی در ایالات متحده زندگی میکند اما همیشه از ایرانیان که قصد مهاجرت به ایالات متحده را دارند به بدی یاد نموده، و به همه توصیه اکید مینماید آمریکا جای بدی است. چنان است و بهمان. در حالی که خود سالهاست در آنجا سکونت دارد . اما داستان به اینجا ختم نمی شود.

اعتراف میکنم که وقتی خواستم در مورد ایشان تحقیق کنم دچار سرگیجه فراوانی شدم. ایشان کاملا موجود خاصی هستند. بی شخصیت ترین انسان که من تا بحال دیده ام در عین ظاهر با شخصیتشان.
سالها پیش قبل از انتخابات سال 84 ایشان در شبکه هما به عنوان مجری ارشد فعالیت داشتند و شخص دیگری که چندان مهم نیست نامشان چه بود نیز به عنوان مدیر و صاحب شبکه تلویزیونی هما معرفی شده بودند. جهت گیری برنامه های شبکه هما بر دو اصل استوار بود، حمایت برقراری رابطه بین ایران و آمریکا و همچنین حمایت از طیف خاصی از جریان سیاسی داخل ایران (کارگذاران سازندگی) و در واقع حمایت از هاشمی رفسنجانی جهت گیری اصلی این شبکه تلویزیونی بود. اما واقعا چه کسانی پشت این شبکه تلویزیونی بودن؟ و آخر و عاقبتشان چه شد؟
بگذارید از زبان جناب آقای مهدی خزعلی ادامه داستان را بگویم:

((جستجو کردم تا او را بیشتر بشناسم، دیدم او شریک برادر در شبکه ماهواره ای «هما» بوده است، بیاد آوردم که در انتخابات نهم تا دقیقه 90 و حتی در وقت اضافه برای هاشمی تبلیغ می کردو راه به راه تلفنی اظهار ارادت به فرزندان هاشمی می کرد و بلافاصله پس از سوم تیر و روی کار آمدن احمدی نژاد، علیرضا از آمریکا به ایران می آید و به همراه پدر به زیارت احمدی نژاد نائل می شود! او همان کسی است که آن اخبار کذایی را به پدر می داد تا بر فراز منبر از قول یکی از بستگان در آمریکا بگوید که : » احمدی نژاد یک فرشته است! » او برادر من است، اما به آرمان و جبهه و جنگ و دین کاری ندارد، او به دنبال کباب است، هرجا باشد فرقی نمی کند، امروز به هاشمی ناسزا می گوید، چون براین باور است که قدرت مطلق این سو است و هاشمی دیگر مرده است و سر بلند نخواهد کرد! پس با ژستی شجاعانه لگدی بر شیر مرده می زند، غافل از این که این شیر خفته است، نکند با ضربه ای بیدارش کند!
آن روزها روزنامه پرتو سخن مصباح یزدی و شلمچه نوشتند: » مهدی خزعلی سهامدار شبکه ماهواره ای هما، حامی هاشمی است» من در پاسخ فقط گفتم که من هنوز بیننده این شبکه هم نبوده ام( و تا امروز هم حتی یک ثانیه بیننده برنامه های این شبکه نبوده ام)  اما امروز می گویم: » آقای مصباح؛ آن کسی که با من اشتباه گرفتی و ناسزا نثارش می کردی، برادر کوچک من، علیرضاست، او سوگلی پدر است، او هم خط شما و احمدی نژاد است( البته بعد از 3 تیر 84 و قبل از آن یار غار فرزندان هاشمی بوده است) من نه یار غار کسی بوده ام و نه وامدار کسی هستم، من به تشخیص خود عمل می کنم و به دنبال کباب هم نمی دوم.
یادش به خیر، پدر به مرحوم بورقانی در بالای منبر حمله کرده بود که 13 سال آمریکا بوده است، و او پاسخ داده بود : » من سه سال آمریکا بوده ام و ماموریت از طرف دولت جمهوری اسلامی داشتم»  و چه زود فرزند آیت الله بدون ماموریت، فقط برای دلش عازم آمریکا شد و شبکه ماهواره ای راه انداخت. و سال گذشته که به ایران برگشت، دید اقامت در ایران برایش دشوار است و به دبی رفت، جالب است، ما به زندان می رویم و ایران می مانیم، او که سوگلی است نمی تواند ایران را تحمل کند!
ببینیم چه کسی مذبذب است، فرزند مذبذب آیت الله کیست، من چون کوه استوار ایستاده ام، اگر سکوت کردم، رعایت حال پدر بود و بس! نیکی به والدین دین ماست، اما آن هم حدی دارد، اگر عاق والدین داریم، عاق فرزندان هم داریم!
داریوش سجادی(شریک برادرم، که در شبکه هما هم برادر پشت سر او پنهان بود) ))
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
داستان به اینجا ختم نمی شود رابطه سجادی با کیهان و حسین شریعتمداری و مصباح یزدی جالبتر است. بخشی از نوشته های ایشان در مطلبی تحت عنوان (من متجاوزین کهریزک را می شناسم) این مطلب را بخوانید:

(ساده اندیشی است چنانچه رد متجاوز در دهلیزهای کهریزک جستجو شود. زندانبانان کهریزک عوامل تحت امری بوده اند که قبل از اقدام به عمل شنیع «تجاوز جنسی» مسلح به توجیه و لزوم «تجاوز» شده بودند.متجاوز واقعی «حسین شریعتمداری» مدیر مسئول روزنامه کیهان است که دو ماه پیشتر طی سخنرانی خود در آستانه انتخابات 22 خرداد به صراحت ضمن نفی ماهیت رقابتی انتخابات، عرصه انتخابات ریاست جمهوری را عاشورائی دیگر توصیف کرد که برخلاف تجربه نخست «این بار قرار نیست حسین شهید شود و زمان هلاکت یزیدها و عمر سعدهاست»
ریشه های جنایت و سبوعیت در کهریزک بازتولید طبیعی شماسازی شریعتمداری از قیام کربلا در انتخابات 22 خرداد است که اینک این توجیه را به وضوح در اختیار نیروهای میدانی جبهه پیروز قرار داده تا با اتکای بر اصل «الا ان تضطروا الیه» و به تاسی از «مختار ثقفی» به خونخواهی «عاشورای خودخوانده شان» برخیزند.

متجاوز حسین شریعتمداری است که توجیه شرعی تجاوز را در اختیار زندانبانان کهریزک قرار داد تا برای نسق کشی و گرفتن زهر چشم از رقیب، مختاروار حجم جنایت و سبوعیت را آن چنان بالا ببرند و آنچنان صاعقه وار بر ایشان وارد شوند تا ارزنی از جرات و انگیزه نزد «دشمن»! باقی نماند.

متجاوز «محمد تقی مصباح یزدی» است که پنج سال پیش توجیه شرعی قتل های محفلی کرمان را به آن سه بسیجی داد تا به تاسی از فرمایش ایشان مبنی بر:
«ابرام بر منکر دال بر مهدورالدمی و مباحی خون است و هر کس او را بکشد مجاهد فی سبیل الله است و اگر به مذاق جامعه خوش نيآمد و اعدام شد شهید راه خدا محسوب می شود»

فتوائی که در کنار قتل آغشته به «تجاوز جنسی» ناهیان از منکر نیز شد!

متجاوز مهدی طائبی است که هذیان گوئی کرده و بعد از انتشار نامه شیخ مهدی کروبی، ابراز لحیه فرموده اند که:
«در اسلام اگر کسی به یک مومن یا مومنه نسبت فحشا بدهد و نتواند آن را با 4 شاهد اثبات کند فاسد است و مستوجب عقوبت و شلاق»

گوئی جناب طائب دچار نسیان شده اند و به یاد ندارند هم قطاران ایشان در زندان چه اتهامات و اقاریری را در شنیع ترین شکل ممکن به همسر مومنه ومحجبه سعید امامی القا می کردند.)
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اما هر چه بیشتر در نوشته های ایشان کندو کاو کردم به مطالب ضد و نقیض تری بر خوردم. بخوانید:

(همین جا می خواهم بگویم این اولین دروغ  جنبش بود. عین جمله اقای احمدی نژاد این بود: « پیروز انتخابات 40 میلیون شهروندی بودند که در انتخابات شرکت کردند حال یکسری خس و خاشاک این گوشه ها سرو صدا می کنند را نباید خیلی توجه کرد» جنبش سبز بی معرفتانه فردا در امد گفت «آن خس و خاشاک تویی پست تر از خاک تویی» این اولین دروغ جنبش.
من طرفدار اقای احمدی نژآد نیستم ولی دروغ را منتسب نمی کنم وقتی ایشان می گوید که 40 میلیون پیروز هستند، یعنی مجموع آرا موسوی و کروبی و رضایی را هم حساب کرده. وقتی ایشان اعتبار می دهد به شهروندی که رای داده که شما پیروز هستید آنجا دیگر شیطنت است که این خس و خاشاک را به طرفدارای موسوی نسبت بدهیم این اولین دروغ که جنجالهای زیادی بدنبال داشت.
..........................................
یک نکته دیگر هم هست که از آرش حجازی شاهد قتل ندا اقا سلطان می پرسم
یا ایشان و یا هر کس دیگری که می خواهد جواب بدهد. ایشان 48 ساعت بعد از حادثه با ویزای آماده در جیب!!! سر از بی بی سی در آوردند و گفتند ما قاتل ندا را گرفتیم کارتش را در اوردیم و بسیجی بود و... بنده سوالم این است اقای ارش  و کلیه کسانی که خبر را شنیدید. شما می گویید جنبش سبز یک جنبش نایس  ِ ملاطفت طلب است بعد هم توانستید یک بسیجی ادم کش  را که یک نفر را در مقابل چشم همه کشته خلع سلاح کنید و کارت شناسائی اش را هم در اورده اید ایشان هم تمام مدت مثل  ماست وایساده و شما را نگاه کرده!؟؛ از کی تا حالا جنبش سبز اینقدر  دلاور شده که یک قاتل مسلح  را خلع سلاح کند بعد هم ولش کند؟ آیا روی پیشانی بنده و امثال بنده نوشته شده ابله!!!
من تقریباً مطمئنم قتل ندا آقا سلطان دسیسه ای حساب شده توسط کشورهائی بود که یکی از نگرانی هایشان تلطیف مناسبات بین ایران و آمریکا بوده و هست گذشته از آنکه تجربه تاریخی موید شیطنت انگلستان در چنین مواردی است)
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

واقعا ایشان موجود عجیبی هستند یکی به میخ یکی به نعل. آمریکا بد است نیایید اما خودشان آمریکا تشریف دارند. خلاصه اینکه تنها یک چیز را میتوان راجع به ایشان گفت نون به نرخ روز خوری که دوستی و دشمنی هایش بر اساس یکسری مسایل پشت پرده است. ایشان به هیچکس رحم نمی کند این مطلب را بخوانید:

دلقک ها!


((عکسی را که ملاحظه می فرمائید تعلق به فردی دارد بنام «نیما راشدان» که روز شنبه 17 تیر ماه در بروکسل در کنار تعدادی دیگر مسمی به «««اپوزیســـــــــیون»»» به نیت پائین کشیدن حکومت در ایران گرد هم جمع شدند! (لابد با توجه به حجم جدیت و همت شان موفق هم خواهند شد!!) عکس متعلق به همان جلسه است که توسط احمد باطبی برداشته شده!!!
صاحب این عکس همان نابغه ای است که سال 82 طی مقاله ای ضمن ابراز شیدائی بابت لشکرکشی ارتش آمریکا به عراق و توصیه به تکرار آن لشکرکشی به ایران مرقوم فرمودند:
حاضرند در چنان لشکرکشی محتملی شخصاً سوار تانک های آمریکائی شده و برای حمله به ایران آمریکائیان را راهنمائی و کمک کنند!!!))
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 ایشان حتی در مطلبی عجیب اغلب مردم ایران را بیمار خطاب میکند 
((حافظان سلامت اخلاقی و رفتاری در ایران اگر می پذیرند اصرار اقشاری از جامعه بر شماسازی های نامانوس با فرهنگ بومی در ایران (اعم از زدن کراوات یا ابراز تنانگی بانوان در عرصه خیابان) ریشه در خود باختگی فرهنگی و اختلال شخصیتی دارد متقابلاً ایشان نباید گریزی نیز از این واقعیت داشته باشند که مبتلایان «بیمارند» و در هیچ فرهنگ و جغرافیا و نقاهتگاه و حکومت و دولت و ملتی «بیمار» را برای درمان کتک نمی زنند!
راه حل چنان مبتلایانی قبل از داغ و درفش و گزمه و داروغه و مُفتش، توسلی منطقی و اجتناب ناپذیر به روان شناسی بالینی است. درمانی که هر چند 30 سال تاخیر داشته اما هنوز هم برای انجام آن فرصت و حجت باقی است.))


ایشان به هیچکس رحم نمیکند لیست بلند بالایی از حملات ایشان به افراد مختلف در اپوزسیون جمهوری اسلامی موجود است و تنها مشکل جدی ایشان در داخل نظام جمهوری اسلامی با حسین شریعتمداری است که فکر میکنم این دعوا بیشتر دعوا دو رغیب در جلب نظر مشتری است. 

اپوزیسیون فکاهی!

داریوش سجادی:

((مدت هاست که حکایت اپوزیسیون جمهوری اسلامی با درنوردیدن مرزهای تراژدی به سطوح کمدی آن هم در مبتذل ترین شکل ممکن رسیده!))

۱ نظر:

  1. تقریبا هیچ دلیل قانع کننده ای برای صفاتی که به ایشون نسبت دادید ارائه نشده!

    بیشتر دلایل شما حول این می چرخه : من از سجادی خوشم نمیاد چون خوشم نمیاد !

    موفق باشید دوست عزیز
    کاش یک صدم قلم و دقت و ظرافت و فراست و صداقت و بی طرفی ایشون رو داشتید تا در حد نقد ایشون به حساب بیاید

    پاسخحذف